میوه بهشتی چیده نشده ما....

برای دیدنت بی صبرانه منتظرم

زیباترین عکس متحرک مادر و فرزند

 

هنوز نیـســـــــــــــتی تا از چشمای قشنگت و موهای نازت بگم

هنوز نیســـــــــــــــــــتی که از پارک رفتن و مهمونی رفتنامون بنویسم

از لباس هندونه ای شب یلدا...یا مهمونی روز تولدت

از قدم زدنمون لب دریا یا سیسمونی قشنگت

تو هنوز نیســــــــــــــــــتی...نی نی خیالی من

نمیدونم کی اینارو میخونی...اصلا میخونی یا نه...حتی دنیا میای یا نه

ولی من عاشــــــــقتم...دختر باشی یا پسر...یه قلو یا دو قلو

من مینویسم...هر چند خیالی



[ چهارشنبه 4 شهريور 1394 ] [ 21:14 ] [ *مهدیس* ]
[ ]

اذر 95



لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید





[ يکشنبه 7 آذر 1395 ] [ 22:36 ] [ *مهدیس* ]
[ ]

پاییز 95



لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید

مهر هم اومد و هنوز کارام عقب مونده




[ پنجشنبه 1 مهر 1395 ] [ 16:10 ] [ *مهدیس* ]
[ ]

یه روزه دیگه



لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید





[ دوشنبه 15 شهريور 1395 ] [ 3:08 ] [ *مهدیس* ]
[ ]

سال 95 و روزای پیچیدش



لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید

یه تاریخ مهم توی زندگیم




[ جمعه 28 خرداد 1395 ] [ 3:10 ] [ *مهدیس* ]
[ ]

حرفای ما دوتا

دخترکم

برای کسی که برایت نمیجنگد نجنگ...چرا اشک هایت را پاک کنی؟کسی که باعث گریه ات میشود را پاک کن.

دخترکم...

به سوی کسی که ناز میکند دست نیاز دراز نکن...بیاموز این تو هستی که باید ناز کنی...

دخترکم...

تو زیبا ترینی...همیشه با این باور زندگی کن...خودت رو فراموش نکن...شاید گریه ات یا خنده ات برای بعضی ها بی ارزش باشد ...اما به یاد داشته باش کسانی هستند که وقتی میخندی جان تازه میگیرند...

دخترک من...

 هیچگاه برای شروع دوباره دیر نیست...اشتباه که کردی برخیز...اشکالی ندارد بگذار دیگران هر چه دوست دارند بگویند ...خوب باش ولی سعی نکن این را به دیگران بفهمانی که اگر کسی ذره ای شعور داشته باشد خاص بودنت را در میابد...

دخترکم...

شاید شاهزاده را همه بشناسند اما باور داشته باش که برای پدرت تو ملکه هستی...

گریه کرده ای؟

رنج کشیده ای؟

اذیتت کرده اند؟

عیبی ندارد...نگذار تکرار شود...گاهی تکرار یک درد دردناک تر است...



[ چهارشنبه 25 فروردين 1395 ] [ 22:19 ] [ *مهدیس* ]
[ ]

بهار 95

عید امسال با باران جونی و فاطمه جون اینا اصفهانیمجشن

چی بهتر از اینچشمک

میدونم که خیلی بهمون خوش میگذرهمحبت



[ يکشنبه 23 اسفند 1394 ] [ 2:56 ] [ *مهدیس* ]
[ ]

همین الان یهویی...یسری وسایل

اینا یه بلیز بافت و یه کتاب رنگ امیزی که به صورت خیلی اتفاقی و یهویی برات جور شد عزیزمخندونک

جریان بلیز یسری کاموای رنگی باقی مونده از چیزایی که مامانم برام درست کرده بود و در حد یه لباس بچه گونه میشد دراوردشخندونک

قه قههخندهقه قهه

جریان کتابم مفصله بعدا برات تعریف میکنمخندونک



[ دوشنبه 19 بهمن 1394 ] [ 20:04 ] [ *مهدیس* ]
[ ]

یک سالگی وبلاگم

امروز  17 بهمن وبلاگم یک ساله شد ...امیدوارم همیشه پا بر جا و توش پر از خاطرهای خوبم باشههوراقلبهورا



[ شنبه 17 بهمن 1394 ] [ 16:58 ] [ *مهدیس* ]
[ ]

تولد



لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید





[ چهارشنبه 14 بهمن 1394 ] [ 23:00 ] [ *مهدیس* ]
[ ]

تولدم مبارک 94/11/11

جشن تولدمهجشن

امروز تولد 21 سالگیمه...باورم نمیشه انگاری خیلی زود گذشت...آرام

هر سال کیک میگرفتیم و خودمون 4تایی میگذروندیم امسالم مامان گف دوستاتو دعوت کن اما اصلا حسش نبود ترجیح دادم بجای حشن گرفتن برم آتلیهزیبا

اولین کادومو از بابام و عمو کامبیز گرفتم وجه نقد....خجالت

 باران جونی هم امسال تولدمو تبریک گف تو تلگرام وقتی صداشو بازکردم گف:مهدیییییس سلام خبی؟تبالکت مبارکمحبت

دلم میخاس قورتش بدم...بوس

دو تا کیلیپ هم هدیه گرفتم ...جشن

اینم کیک



[ يکشنبه 11 بهمن 1394 ] [ 0:28 ] [ *مهدیس* ]
[ ]

یلدای 94

بوی یلدا رو حس میکنی؟...انتهای خیابان اذر...

باز هم قرار عاشقانه پاییز و زمستان...قراری طولانی به بلندای یک شب...

شب عشق شب بازی برگ و برف...

پاییز چمدان به دست ایستاده عزم رفتن دارد...

اسمان بغض میکند ...میبارد...خدا هم میداند عروس فصل ها چقدر دوست داشتنیست...

دقیقه ای بیشتر مهلت ماندن میدهد...

اخرین نگاه بارانی اش را به درختان عریان میدوزد...دستی تکان میدهد...قدمی برمیدارد سنگین و سرد....

کاسه ای اب میریزم پشت پای پاییز.....و ....تمام میشود...

پاییز...ای آبستن روزهای عاشقی...رفتنت بخیر...سفرت بی خطر.....



[ دوشنبه 30 آذر 1394 ] [ 12:38 ] [ *مهدیس* ]
[ ]

تو دنیا هیچ چیز قشنگ تر از این نیست....

 

تو دنیا هیچ چیز قشنگ تر از انتظار برای بچمون نیست.....



[ چهارشنبه 18 آذر 1394 ] [ 22:27 ] [ *مهدیس* ]
[ ]

دنیای من

 

اگه یه روز دختر داشته باشم اسمشو میخوام بذارم دنیا....دختری که سال ها آرزوی داشتنشو داشتم و با اومدنش منو به همه ی خواستهام میرسونه...اون موقعست که صداش میزنم دنیااااای من.....خجالتقلبخجالت



[ پنجشنبه 21 آبان 1394 ] [ 21:52 ] [ *مهدیس* ]
[ ]

یه روز خوب میاد که....

عشقــــم

فکـــــرشو بکــــٌن

 چند سال دیگه که دٌختــــــَرمون دٌنیـــــا اومد

هر روز قبـــــل اومـــَدَنــْت به خونـــــه

همه ی دامـناے کوتاهشـو میریزم روے تخــت

 یـکے یــکے به دامــناش نگاه مـے کنم

تا ببــیـنم کدومش رو امروز پاش کنم

یهو خودش یه دامن برداره و بره

همون دامـــنے رو که خودش پسنــد کرده پاش کنم

یه دامـن صورتـــــے

بایه تاپ سفید

بزارمش جلو آینه

موهاشو درســــت کنم

خودشو توے آینه نگاه کنه و واسه خودش ذوق کنه

لاکـــش رو هم با لبــاسش ست کنـم

وقتـــــے دارم واسش لاک میزنم

 به ناخـــــٌن هاے کوشولوووش نگاه کنم و قربون صدقش برم

گـٌل سر صورتــــیـش رو از کشوے کمـد درارم

و موهاشو خـرگوشــے ببندم

واسش ادکلـٌن بزنم

بزارمش روی زمین و یه بالـــــشت بزارم 

پشـت سرش تانیفته

از بـــــس شیطونه

بچـــــرخه و دوباره سینه خیز بیــــاد توے اتـــــاق پیش من

ازقیافش بزنم زیر خنده

دامنـــــش رفته باشه بالا پوشکـش واون پاهاے توپـــــولیـــــش معلوم باشه

بزارمش روے تخـــــت و رونـــــاے توپولیـــــشو گاز بگیرم بزنه زیر گریه

بگمـ ببخشیــد مامان جونے

ٱخه دلـــــمـ واسه پـــــاهاے توپولیـــــت ضعف رفت 

دوتـــــایـــــی صورتـــــے پوش

پٌشت در وایساده باشیم

دروبازکنـــــے من جیغ بزنم 

دخـــــترمونم دستاے کوشولوے توپولیـــــش رو بزنه به هم

 تو هم دخترمون رو ازم بگیرے

دوتــــــاییمون رو بغل کنـــــے

باهمـ بگـــــیمـــ 1.2.3 همزمان دوطرف لـــــٌپ 

نے نے مون روبوس کنـــــیم

و بعدشم تو پیشونیم روببوســـــے

 

زندگـــــے یعنـــــے...

داشتـــــَن تو و نـــــے نـــــے مون

goleman 



[ سه شنبه 19 آبان 1394 ] [ 22:38 ] [ *مهدیس* ]
[ ]

پسره من یه مرده کامل میشه...

 

اگه یه روز پسر دار بشم...دستشو میگیرم میبرم عروسک فروشی بهش میگم هر کدومو خواستی انتخاب کن...بش میگم این عروسک انتخابه خودشه...باید دوستش داشته باشه...بهش یاد میدم دنیای پسرونش فقط ماشین بازی نیس...بهش قول میدم خوب نگهداری کردن از عروسکش جایزش یه ماشنیه...چون نمیخوام وقتی بزرگ شد با ماشین دنبال عروسک بگرده و فکر کنه جایزه ی ماشین داشتنش یه عالمه عروسکه...که یکی براش یخنده...یکی براش برقصه...یکی هم براش گریه کنه...بهش یاد میدم اگر بهترین انتخاب رو کرد و مواظب انتخابش بود به بهترین ها میرسه...اینارو بهش یاد میدم که پسرم یه مرد بشه نه یه نامرد...............................!!!




[ پنجشنبه 7 آبان 1394 ] [ 21:32 ] [ *مهدیس* ]
[ ]
صفحه قبل 1 2 3 4 5 صفحه بعد